تبليغاتX
۩۞۩ طرحي از يك زندگي ۩۞۩ - و خدا تنهاست.......
اوج. . . زندگی. . . غرور

 

دليل بودن

هر کسی دوتاست و خدا یکی بود

و یکی چگونه میتوانست باشد؟

هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند هست

و خدا کسی که احساسش کنند نداشت

عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند

خوبی ها همواره نگران که آن را بفهمند

و زیبایی همواره تشته دلی است که به او عشق ورزد

و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد

و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند

و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پر اقتدار و مغرور

اما کسی نداشت

و خدا آفریدگار بود و چگونه می توانست نیافریند

زمین را گسترد و آسمانها را بر کشید

و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود

و با نبودن چگونه توانستن بود؟

عدم بود و خدا بود و با او

و عدم گوش نداشت

حرفهایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود نمی گوییم

و حرف هایی است برای نگفتن

حرف های خوب و بزرگ و ماورایی همین هایند.

و سرمایه هرکسی به اندازه حرف هایی است که برای نگفتن دارد

و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت

درونش از آنها سر شار بود

و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد؟

و خدا بود و عدم و جز خدا هیچ نبود

در نبودن نتوانستن بود

با نبودن نتوان بودن

و خدا تنها بود

هرکسی گمشده ای دارد

و خدا گمشده ای داشت

((  دكتر علي شريعتي  ))

 

پ.ن ۱ : خدایا:
مگذار که :
ایمانم به اسلام و عشقم به خاندان پیامبر ،
مرا با کسبه دین ، یا حَمَله تعصب ،
و عَمَله ارتجاع هم آواز کند .
که آزادی ام اسیر پسندِ عوام گردد .
که «دینم» در پس «وجهه دینی» ام دفن شود ،
که عوام زدگی مرا مقلّد تقلید کنندگانم سازد .
که آن چه را «حق می دانم»
به خاطر آن که «بد می دانند» کتمان کنم .
خدایا می دانم که اسلامِ پیامبرِ تو با « نه » آغاز شد
و تشیع دوست تو نیز با « نه » آغاز شد .
مرا ای فرستنده محمد و ای دوستدار علی !
به« اسلام آری » و به « تشیع آری » کافر گردان .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/27ساعت   توسط هستي