خداوندا اگر روزی بشر گردی
ز حال بندگانت باخبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت از این ذلت.
زمین و آسمان را کفر میگویی .
خداوندا تو در قران جاویدت هزاران وعده ها دادی
که نا مردان بهشت را نمیبینند
من اما دیده ام نامرد نامردی که با خون تن مردم هزاران کاخ میسازد.
خداوندا تو میگویی اگر ا هریمن شهوت بر انسان حکمفرما شد
من او را با صلیب خویش مصلوب خواهم کرد
من اما دیده ام چشمان شهوت باز فرزندی
که بر اندام لخت مادرش چون ژا له می لغزید.
اگر مردانگی این است به نامردی قسم نامرد نامردم
اگر روزی به عرشت باز آیی لباس فقر پوشی و با مردم در آمیزی
برای لقمه ای نان به زیر پای نامردان شب آزرده و دل خسته به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟ !
(معلم شهید دکتر علی شریعتی)
پ.ن ۱ : دکتر شریعتی یگانه معلم من است.او که چون شمع به پای مردمی سوخت که نمی دانم ارزشش را داشتند یا نه؟؟؟
پ.ن ۲ : صادق هدایت در کتاب بوف کور خود می نویسد « قصه فقط یک راه فرار برای آرزوهای ناکام است. و من هم می نویسم :« که این نوشتن ها و این گفتن ها فقط برای آرام کردن دل خود است و بس که هر چه بنویسیم و بگوییم از معلم شهیدمان كه باز كم گفته ايم و كم نوشته ايم.........