سناملكوم 
شما خوبين؟ مام بدكي نيستيم...اي به سلامتي...بچه ها چطورن؟ بچه ندارين؟ خوب همسر چطورن؟ همسر هم ندارين؟ بي خي خي خودتون خوبيد؟
بدون هيچ حسي قصد آپيدن ميدارم
ديشب نشستم همينطوري فكر كردم....اولش قصد فكر نداشتم اما ديگه يه وقتي به خودم اومدم كه دير شده بود
و جالب اينجاست كه دقيقا بعد از ۳ سال من فيلم ياد هندستون كرده....اي خدا يعني چرا من نرفتم رشته انساني؟؟؟ آخه رياضي هم شد رشته؟ خل بودماااا
و نكته ي جالب تر اينه كه امروز صبح تعطيل بودم نرفتم مدرسه و منم خيلي تو اين تعطيليا درس ميخونما.....تازگيا به خودم استراحت زياد ميدم. امروز تصميم داشتم تا ساعت ۱۲ و ۲ دقيقه ، توجه كن دقيقا ۱۲ و ۲ دقيقه بخوابم
كه عوامل مزاحم خارجي نذاشتن.
اولش كه آقاي بابا زده بود به سرش اومده بود بالاي سرم طناب ميزند ميگفت بشمار چند تا ميشه! كلا همچين وقتايي نميشه جاخالي دادا... اون صحنه ديدن داشت واقعا. من با سر و صورت پف كرده و خواب آلود نشسته بودم و هي سرم مي افتاد رو گردنم و هي جا ميپريدم ميگفتم دوازده! در صحنه ي بعدي دوباره سرم مي افتاد و پاميشدم ميگفتم دوازده!
و حدود ۵ دقيقه اين صحنه تكرار شد.... آقاي بابا هم بعد از هربار تكرار جيغ ميزد ميگفت آدم باش! تا اينكه بعد از همون ۵ دقيقه مث از جنگ برگشته ها بيخيال ما شد و رفت بيرون...حالا ما دوباره در خواب ناز فرو رفتيم كه فاجعه ي بعدي رخ داد.
جناب آقاي دايي و خانوم لوسشون به همراه دخمل و پسر تقص و آتيش پاره شون قدم گذاشتن رو چشاي ما و تشريف آوردن در خدمتشون باشيم !!! ۰هنوز دو دقيقه از اومدنشون نگذشته بود اتاق من شد عينهو ميدون جنگ..... خط كشام يه طرف...لباسام يه طرف....اين وسط پر كاغذ و خودكار.... آباژور از سقف آويزون شده...كيث برگشته...من بدبخت...من بيچاره...اييييي خداااااااااا
سهيل و سونا رو با هزار دردسر بيرونشون كردم و هنوز دو دقيقه نشده سالومه خانوم(زن دايي) با دست حلقه شده در بازوي دايي تشريف آوردن اتاق ما كه دكوراسيون جديدمون رو ببينن.....!!!؟
- سلام هستي جون. چطوري؟
من پرخواب - سلام سالومه جون...دايي جون خوبين؟
دايي- سلام خانومي. خوبي؟ با درسا چيكار ميكني؟
- خوبم دايي جون.... درسا هم سلام ميرسونن(گيج بودم از خواب ديگه
)...نه نه يعني يه خورده سخته
- عوضش اگه تلاش كني همون الكترونيكي كه ميخواي قبول ميشيا...آفرين دايي جون
و در اين صحنه سالومه خانوم با چهره اي آويزان و چشماني پر اشك
قهر كردن رفتن بيرون..چرا؟ چون من و دايي يه گوشه حرفامون رو به اون ربط نداديم يا مثلا دايي وسطش يه لبخندي..چشمكي چيزي هم تحويل خانوم نداد. وووووووي كه چقد لوس و ننره اين . بيچاره دايي. بيچاره من...بدبخت من....فلك زده من!!!؟
ما دوباره سعي كرديم بخوابيم كه بلاي آسموني نازل شد.
مامي صدا زد هستي....بيا اينجا تلفن با تو كار داره.... مام باهزار اميد و آرزو رفتيم پشت تل كه ديدم وااااااااي ماهك زنگ زده.... كلا اين هروقت ياد من مي افته يا تايپي چيزي داره يا ميخواد يه چيزي براش بسازم...و حدسمون هم درست بود و خانوم فرمودند عصري برم در خونشون يه سري عكس تحويل بگيرم با فتوشاپ درستش كنم...بعدش هم فيلمش كنم. واقعا سنگ پاي قزوين پيش اين كم مياره.
اينم رد كرديم و رفتيم بخوابيم كه چي شد؟؟؟؟ خواب ديدم
يوهو...يوهو....صدا مياد....صداي رد پا مياد....بوي آدميزاد مياد....اي خدا اين غول پشمالو كيه؟ ميييييخووووووورمتتتتتت.... ووواااي منو نخور ...اميد دارم...آرزو دارم....نذار اول جووني پرپر شم....چرا ميخورمت آدميزاد....يوهو يوهو...جيمبالالالالامپور...يوووووو ....۰
ديگه خودم فهميدم وقتشه و يه سيلي زدم تو گوشم تا از خواب پريدم! حالا دوباره خوابيدم....اوووه...دوباره خواب ديدم
-الو سلام هستي جون...خوبي؟
- سلام...شما؟
-منم گلشيفته
-گلشيفته ديگه كيه؟؟؟
-گلشيفته فراهانيم
-هااااا؟ يعني تو گلشيفته فراهاني هستي؟ جون من يه امضا بده!؟
-آخه اسگل از پت تل هم مگه ميشه امضا داد؟
-ببخشيد....خب حالا چيكارم داري؟
-مگه تو هستي نيستي؟
-چرا هستم.
-خواستم بهت تبريك بگم.
-آخه تبريك واسه چي؟
-شما نفر اول رشته رياضي كنكور سراسري ۸۸ شديد!
-وووووووووووي من؟ جدا؟ وووووووووو خداااااااااااااا...هوورااا
-خب ديگه من بايد برم....جك داره صدام ميكنه
.
.........!!!!!؟
گووووووووووومپپپپپپپپپپپپپپ
اهههههههههههه سهيل؟؟؟؟؟؟؟ سونااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟
نكنين همچين.....بچه چرا همچين ميكني؟ مامااااااااااااننننن... ايييييييييي خداااااا يكي بياد منو از دست اينا نجات بده
اصلا من بدبخت...من بيچاره....من فلاكت زده.....من بخت برگشته
ما خواب نخواستيم بابا.......!!!!!؟
-هستيييييي جووووون......مديرتون زنگ زده ميگه چرا امروز هستي نيومده؟؟!!!؟؟؟
-هان؟؟؟؟ مگه امروز پنج شنبه نيست؟
- نه عزيزم چهارشنبه ست.....؟!!!؟؟
- ايييييييي خداااااااااااا








ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
يه توضيح درمورد اسمم: سعيده اسم شناسنامه اي ما ميباشد. از بچگي همه صدايمان ميكردند هستي. به سعيده زياد عادت نداريم.هستي صدايمان كنيد
در زمان حال هستي خوابش مي آيد.با اجازه ميرود بخوابد.....پريس قضيه قد قد رو كه يادت هست؟!!؟؟........؟
قرفون شما.....باي


